16 دی 1398

قلچماق و دانشجوی نخبه

قلچماقی نخبه‌ای را دید و دستش را گرفت گفت: این دست است آقا، دسته‌ی ساتور نیست گفت: دانشجو! چرا مزدور آمریکا شدی؟ گفت: هرکس انتقادی کرد او مزدور نیست گفت: اینجا هیچ اشکالی ندارد انتقاد گفت: پس آیا کسی در خانه‌اش محصور نیست؟! گفت: این چیزی که می‌گویی غرض‌ورزانه است […]