چشم و هم‌چشمی

باز منم در به در چشم تو

از سر شب تا سحرِ چشم تو

رمز عبوری که به من داده‌ای

کرده مرا کاربر چشم تو

پلک به رویم بگشا، مدتی‌ست

می‌پلکم دور و بر چشم تو

چند صباحی‌ست که کارم شده‌ست

حرف زدن پشت سر چشم تو

اول این جاده معلوم بود

تابلوهای خطر چشم تو

جرم بزرگی‌ست نظربازی‌ام

هم‌نظرم با نظر چشم تو

۱۳۹۲

عاشقی خنده‌دار

از در درآمدی و درآمد دمار من
روزی که آمدی و نشستی کنار من

من با تو درد می‌کشم و کیف می‌کنم
این است شرح عاشقی خنده‌دار من

گفتی چقدر شاعر خوبی شدی، ولی
یک شعر عاشقانه نکردی نثار من

گفتم از انتظار خیالم فراتری
گفتی فراتر است از این انتظار من

گفتم که پادشاه تغزّل که سعدی است
کی جور دیده بود ز یاری چو یار من

آیندگان چو نام ز مجنون بیاورند

خواهند گفت بوده کسی در شمار من

این شعر را شنیدی و گفتی بدک نبود

تا این بدک نبود شود افتخار من

۱۳۹۳