نشتی‌های قلم

 

 دست‌انداز، ماشین‌ها را به آرامش دعوت می‌کند.

 

 روزنامه‌ها، دیروزنامه‌اند.

 

 بعضی‌ها فقط خارجی‌ها را داخل آدم می‌دانند.

 

 وقتی دیر می‌رسم، ساعت مچم را می‌گیرد.

 

 از وقتی لنز گذاشت، عینک از چشمش افتاد.

 

 ﺧﯿﻠﯽ ﺍﻋﺘﻤﺎﺩ ﺑﻪ ﻧﻔﺲ ﺩﺍﺷﺖ، ﺍﻣﺎ ﻧﻔﺲ ﺍﻣﺎﺭﻩﺍﺵ ﺑﻪ ﺍﻭ ﺧﯿﺎﻧﺖ ﮐﺮﺩ.

 

 ﺑﺎ ﺧﯿﺎﻝ ﺗﺨﺖ ﺭﻭﯼ ﺯﻣﯿﻦ ﺧﻮﺍﺑﯿﺪ.

 

 ﺟﺴﻢ ﮔﺮﻡ ﻭ ﺳﺮﺩ ﺩﺭ ﺩﻣﺎﯼ ﺗﻌﺎﺩﻝ، ﺑﻪ ﺗﻔﺎﻫﻢ ﻣﯽﺭﺳﻨﺪ.

 

 از دست فروش‌ها، دستگیری می‌کنم.

 

 ﭘﺸﺖ ﻣﯿﺰ ﺑﺎﺯﻧﺸﺴﺘﻪ ﺷﺪ.

 

 ﺁﺩﻡ چگونه هبوط کرد؟ ﺑﺎ ﺳﻄﺢ ﺷﯿﺐﺩﺍﺭ ﯾﺎ ﺷﻄﺢ ﺳﯿﺐﺩﺍﺭ؟

 

 ﻧﻤﯽﺩﺍﻧﻢ ﺍﯾﻦ ﮐﯿسِ خوب ﺭﺍ ﮐﯽﺑﺮﺩ؟

 

 ﺍﺯ چت‌ﺭﻭﻡ ﺍﺧﺮﺍﺝ ﺷﺪ! ﺑﻠﺪ ﻧﺒﻮﺩ ﺑﻪ ﺯﺑﺎﻥ ﺭﻭﻣﯽ ﭼﺖ ﮐﻨﺪ.

 

 عینک دودی‌ام را شکستم. از بس سیاه‌نمایی می‌کرد.

 

 خودپرداز عصبانی، کارت بزنی پولش در نمی‌آد.

 

 نیل آرمسترانگ اولین مردی بود که پا به ماه شد.

 برای پابرهنه‌ها پاپوش می‌سازند.

اشتراک
مطلع شدن
guest
0 نظرات
Inline Feedbacks
View all comments